برای چشمان نگران امام زمانمان35

صرفا برای دل خودم این جمعه مینویسم:

از قدیم رسم بر این بوده که نوکر رو به اسم ارباب میشناختن!

اگه خوب باشم و خوشبخت کنیز شمام میگن کنیز فلانی.. اگه بد هم باشم آقا بازم منو به اسم شما میشناسن!! من که از خودم چیزی ندارم...!

من که همه آبروم رو از شما دارم! اصلا آبروی من متعلق به شماست چون که من جایی برای کسب کردنش نداشتم!

و یه چادر...

که اونم یادگار مادر شماست!

فقط همین

همه دار و ندار من!

پس بذارید این چادر برای همیشه همرنگ چادر مادرتون بمونه!

یعنی خاکی...!

هیچ وقت اینقدر دیر نکرده بودین!

نگرانم، نگران حال خودم! اگه لحظه ای! فقط لحظه ای به حال خودم رها شوم...!

خیلی وقته منتظر صدای پای اسبتونم! آخرین بار صداشو توی نخلستان های روستای زیارت گیاهان شنیدم! فکر کنم بازم دیر رسیدم مثل همیشه!

یه بارم توی مسجد همون روستا یه صدایی شنیدم نگید که اونم اشتباهی بود! می دونم که نباید اجازه چنین جسارتهای به خودم بدم اما...چند وقته منتظر سنگینی یه دست روی شونه هامم از پشت سر:

دخترم....

من که خلیل وارانه اعتماد کردم و دل به آتش زدم! پس چرا از گلستان خبری نیست؟!

شاید بیشتر به گلستان معرفت نرگسی نیازمندم!

 این قلم این روزها دلشوره دارد!

میدانم...آره حواسم هست...هیچ وقت برایت دختر خوبی نبوده ام!

تاظهور...


هبوط نوشت:

من سفر کرده ای دارم که فراموش کرده م پشت سرش آب بریزم!


حرکت وکمال دراندیشه ابن سینا

مناقشه بسیار مهمی بین ابن سینا، حاج ملا سبزواری ، علامه طباطبایی درباره حرکت و کمال روی داده است.

ابن سینا تلاش کرده است درباره موضوع حرکت، ازفلسفه یونانی جدا شود چنان که در کتاب منطق المشرقین به اندیشه ایرانی بر میگردد.عمده مباحث ابن سینا در خصوص حرکت در طبیعیات شفا آمده است هر چند دیدگاه اصلی حرکت وی در کتاب نجات آمده است.

ابن سینا در نجات، سه موضوع را درباره حرکت مورد بحث قرار می دهد.موضوع اول نفس است. او «نفس» را به جای «صورت» ارسطو می آورد.موضوع دوم کمال وموضوع سوم غایت است. دیدگاه ابن سینا در مورد حرکت، انتزاعی نیست بلکه انضمامی و عینی است.

حرکت بین مبدا و غایت است حرکت کمال است و وقتی به کمال رسید می تواند غایتی باشد برای حرکت بعدی

ادامه نوشته

برای چشمان نگران امام زمانمان34




مادرت تمام بودنش را فدای حجت زمان کرد!
تو حجت زمان مایی و ما...؟!!




مــــآدر ،سرمـــآن پـائین اســت از رخ نیلی تـآن...




هبوط نوشت:

با این که امروز جمعه نیست اما دلم هوا کرد این پست رو بذارم! که البته یه جورایی این طور هم درست تره!

"یابن زهرا...

گله هجر را موکول کنیم به بعد!

این روزها حال مادرتان روبه راه نیست"!

ایـــآمـ تسلیــت...




دلنوشته یک دختر امام رضایی

کبوتران هم دیگر می‌دانند

احوال این کلاغ سیه‌ چهره  را

چشمان من باز هم  دخیل خراسان شده اند؛ گویا!‌

من گرگ‌قصه‌ها...
با من چه کار ضامن آهو را؟
ناراحت نشو  از این‌که گاهی وقت‌ها که نه بیشتر وقت ها بعضی از عهدها را میشکنم! اینکه گاهی اوقات کم میاورم و نق نق میکنم!

تو که این دخترک را خوب می‌شناسی؛! .

بهانه گیر شده‌ام؛ و عصیانت کردم!

اما...

از کنار این  آهوی بی پناه به آرامی گذرنکن...

درست است سر به هوا ست و مغرور!

اما...

همین آهوی سرکش هر کجای زندگی کم آورد و یا زخم خورد اشک توی چشمش جمع شد اما نگذاشت فرو بیفتد!

هیچ وقت!

با صلابت

چونکه یادش بود

یك سربه شماضامن آهوبزند

هبوط نوشت:

نایب الزیاره دوستان خواهم بود!

تاظهور...