دلم کمی خدا می خواهد…


گـاهــی وقتـــ ـها

دلتـــــــــ میـخواهد با یکــی مهربـان باشـی
دوستـش بداری
و
برایـش چـای بریــزی

گـاهی وقـــتــ ـهــا

دلـت میـخواهد یکـی را صـداکـنی
بگویی ــــــــلام

مـی آیی قـدم بزنیـم؟
دلت میـخواهد یکـی را ببیـنی....

گاهی وقت ـها....
آدم چـ ِ چـیزـهای ساده ای را نـدارد.....!




ســــــلامتــــــی اونــــــایی که خیــــــلی تنـــهــــــان

نـــه که نمـــیتـــونـــن با کـــســـی باشـــن..

فـــقـــط دلـــشـــون نمـــیخـــواد بــــــا هر کـــســـی باشــــــن...



انگشتت را
هرجای نقشه خواستی بگذار
فرقی نمی کند
تنهایی من
عمیق ترین جای جهان است
و انگشتان تو هیچ وقت
به عمق فاجعه پی نخواهند برد.....





دلم کمی خدا می خواهد…

کمی سکوت…
کمی آخرت…
دلم دل بریدن می خواهد…
کمی اشک …
کمی بهت…
کمی آغوش آسمانی…
دلم یک کوچه می خواهد بی بن بست!! و یک خدا!!
تا کمی با هم قدم بزنیم ..
فقط همین!



از سکوتم بترس

*از سکوتم بترس
 وقتی که ساکـــت مي شوم
 لابـد همه ی درد دل هايم را بـرده ام پيش خــــدا .....


یوسف میدانست تمام درها بسته هستند...اما ب

خاطر خدا به سوی درهای بسته نیز دوید و

تمام درهای بسته ب رویش باز شد...

اگر تمامِ درهای دنیا هم ب رویت بسته شد

ب سوی درهای بسته شتاب کن....

زیرا خدای تو و یوسف یکی است



بعضی وقتا در اوج خوشحالی احساس خلاء شادی داریم و گاهی در منتهای غمگینی احساس خوشبختی .

و گاهی هم یه حس عجیب ، انگار همه چی روال عادی رو طی میکنه ، بجا می خندیم ، بجا حرف میزنیم ، بجا
درس میخونیم و بجا زندگی میکنیم ، اما ته دلمون یه چیزیه ، یه چیزی ،…. که ظاهرا بهش میگن دلتنگی.

منم غلام شما




به نام فرات     

    به نام آب

                  نام شما...

به دوستی گفتم رو دیوار اتاقت عکس هیچ کس نیست جز یه عکس بزرگ از حضرت ابالفضل

گفت آخه:

حضرت عباس همیشه به موقع میرسه

و وقتی هم که یه قول میده رو قولش میمونه

مردونه!!

چه تعریف زیبایی! این تعریف رو کسی کرد که سواد زیادی نداشت!! چند سال باید بریم حوزه و دانشگاه بخونیم تا به این فهم برسیم!!!؟؟؟

یا ابالفضل:

نوشته اند به روی جبین ما دو نفر

شما، غلام حسین و منم،غلام شما

میلادش مبارک

                      دلتون همیشه عباسی

                                         دمتون ابالفضلی

تاظهور...

ما رای میدهیم




                      

اين وظيفه اي است الهي وظيفه اي است ملي وظيفه اي است

انسان وظيفه اي است كه ما بايد به آن عمل بكنيم

همه مان بايد در انتخابات شركت كنیم

صحيفه امام ج ۱۸ ص ۳۱۸

                                 


هر قدر ضعف نشان دهید دشمن جلوتر می‌آید
حضور مردم دشمن را مایوس می‌کند
امام خامنه ای۱۳۹۲/۳/۲۲





اندر حکایت این روزها:

 

عزت و ذلت هر شخص دست خداست؛
نه در پرزرق و برق بودن یا نبودن شعارها و تبلیغاتش.

 

اگر خدا بخواهد؛
آنچه باید، به دلت می‌نشیند…
همین!

نگاه شهیدان به انتخاب ماست...

به این عکس‌ها خیره شو…  




تحریم کنید ما را
با هر چه در اختیار دارید
تحقیر می کنیم
 شما را با یک بند انگشت!!!







هبوط نوشت:
راستی داشت یادم میرفت خواستم بگم همه میایم!!!


بعدا اضافه شد:

دوستی در نظرات پرسیده بود چرا در عکس خانوم ها بی حجابن!!

هدف من از گذاشتن این عکسا اینه که بگم درسته اختلاف سلیقه هست؛اختلاف نظر و...هست؛گرونی و تورم و ...هست اما همه جوان ها با هر ریخت و لباس و...پاش بیفته میگن:


جانم فدای سید علی!

تاظهور...

برای چشمان نگران امام زمانمان39

من غرق گناهم، کی میکنی نگاهم؟!

بر عکس چشمهایم چشمی صبور داری!




بیا تا کفترا دورت بگردن!
براشون هر قدم دونه بپاشی!!
چراغون میکنم پس کوچه ها رو
شاید قسمت بشه این جمعه باشی...


هبوط نوشت:

یا فارس الحجاز...

خودتو برسون...

پس چرا...

احسا..س

تنهاییی...

میکنم....

زندگی م با عشق شما....زنجیره شده

این جوونی مال شما....

بردار...

هر بلایی خواستی سرش بیار...

تاظهور..

ماجرای منو و بهار کوچلو

چند وقت پیش یه پست گذاشتم با موضوع "بدترین درد زندگی چیه؟"

 و تا امروز هم درست و حسابی نمی دونستم چیه! اما امروز به جرات میگم:

"بدترین درد زندگی تردید است"

رفقا این چند وقتی که نبودم

یعنی واقعا تو این دنیا نبودم ها!

تو دنیای خودم هم نبودم بلکه تو دنیایی از تردید غوطه ور بودم! و این یعنی یه آدم تو یه اینجور جایی باشه داغونه!!

خلاصه دعامون کنید!...


                                                         
    
 


تو ایامی که تو این دنیاها نبودم اون وسطا جا شد رفتیم جشنواره وبلاگ بهار!!!


      یعنی اول معده مبارکمان تعجب کرد از اینکه وب سرفرازمان منتخب جشنواره ریاست جمهوری شده


   ولی خب گفتیم بریم هم فاله هم تماشا شاید در سالن اجلاس سران گنجشک هم رنگ کنن حداقلش اینه میریم میبینیم و یاد میگیریم!!


        هیس....اِ...اصلا فکر بد نکن..بلا به دور! کی همچنین حرفی زده ؟..اصلا بحثی از مرد بهاری نبود که...!!


    اصلا هزینه بیت المال صرف این آقا بهاره نشد که...!!اصلا که ما و همراهانمون که هتل استقلال نبودیم که!!


    ولی یه چیز بگم بِبُرید از خنده! چون خودم هم از شدت بهت تا مرز انفجار رفتم! نمیدونم طرف!! از من و رفیق م با این تیپ!! با این حجاب!! که واقعا تابلو قاب گرفته ای بودیم میان اون همه آدم انگار اروپا نشین وسط اون کنسرت و جنگولک بازی و... ، چه دیده بود که از ما دعوت کرد که ویترین مهندس رد صلاحیت شده را کامل کنیم!!


    ازش میپرسم مرد حسابی مهندست که رد صلاحیت شد میگه ستادش که تعطیل نشد!!


عجبا...راستی شما میدونید چرا تعطیل نشده!!؟؟

 

پ ن:


خاطرات مشایی

صبح زود از خواب برخاستم و دیدم بهار آمده. سرم را از پنجره بیرون بردم و به بهار انسان‌ها، بهار طبیعت و بهار سیاست خوشامد گفتم. رفتم بالای سر آقای احمدی‌نژاد که خواب بودند. تکان‌شان دادم و آرام گفتم دکتر! زنده باد بهار! دکتر بیدار نشد. شدیدتر تکان‌شان دادم و فریاد زدم زنده باد بهار! زنده باد بهااااار!هراسان از خواب پریدند و گفتند چی شده؟ رد صلاحیت شدیم؟ ماجرای بقایی رو فهمیدن؟ مسکن مهر ریخته رو نیکزاد؟ تو زنده‌ای مرد بهاری من؟ ایشان را دعوت به آرامش کردیم و گفتیم برخیزید که بهار عدالت و انسانیت نزدیک است. دکتر پرسید چی شد؟ تاییدت کردن؟ به ایشان اطمینان دادیم که تایید می‌کنند چون من یار اسفندم و پشت به زمستان دارم! آقای احمدی‌نژاد گفت: این هم شد دلیل؟ چیزی درآوردم و به ایشان نشان دادم، گفتم: نه... ولی این شد دلیل!


ریا نوشت:

جایزه خوبه نباید که مال منو و شما بشه که!!!یکی از دوستان بهم گفت جهت زدن تو گوش سکه بهار آزادی یکی دو پست در مدح آقا بهاره در حکم تقیه بذار که من در جوابش گفتم عزت نفسم بیشتر از این حرفا می ارزه!!


هبوط نوشت:

رفقا یه بوهایی میاد نه؟!

حتی واسه من و تو بچه بسیجی بچه ولایی ببین تا کجا نقشه کشیدن!! کوله بار بصیرت و فهم ت رو بستی؟! یا فقط میخوای تند روی کنی؟!

تند روی با فهم و شعور سیاسی فرق داره ها!!

خرم آن شهر که در کشور دل جا دارد...

در تاریخ ملت ها اتفاقاتی ممکن است رخ دهد که به واسطه تاثیر گذار بودن آن حادثه در آینده یک ملت از آن به عنوان نقطه عطف نام می برند. در تاریخ معاصر ایران فتح خرمشهر نقطه عطفی است که به جرات می توان گفت بی نظیراست.

 

اهمیت فتح خرمشهر وقتی روشن می شود که ما بدانیم در طول 300سال گذشته ایران استقلال قضایی سیاسی اقتصادی و فرهنگی خود را ازدست داده بود.

 

حماسه خرمشهرحماسه‌ای شگفت، ژرف و تکان دهنده است. حماسه‌ای که همچون نگینی تابناک بر تارک مقاومت مردم این مرز و بوم می‌درخشد و قلبها را از شور و ایمان سرشار می‌سازد. این حماسه در قلمرو سحرانگیز شعر و ادبیات پایداری هم از جایگاه رفیع و ویژه‌ای برخوردار است.

 

فتح خرمشهر از این جهت مهم است که روحیه خود باوری را که بزرگترین سرمایه یک ملت است را به ملت ایران بازگرداند . این اتفاق در تاریخ ایران بی نظیر است زیرا اگر در گذشته خاک ایران اشغال می شد فرهنگ ایران و روحیه ملی و اسلامی ایران اشغالگر را در خود هضم می کرد. اما در دو قرن گذشته ایران علاوه بر از دست دادن خاک خود هویت و شرافتش نیز تهدید شد و خود باوری ایرانی تبدیل به خود کم بینی شده بود و فتح خرمشهر این وضعیت را دگر گون کرد.

 

پس از عملیات فتح المبین و آزادسازی غرب کرخه تا حدود مرز بین المللی، بطور طبیعی هدف بعدی شهر استراتژیک خرمشهر بود علملیات آزادسازی خرمشهر«بیت المقدس» نام گرفت این عملیات به هیچ وجه برای عراق غیر منتظره نبود و حداقل یک ماه قبل از آغاز آن عراق از تاریخ این عملیات مطلع شده بود. متعاقب بحث های طولانی سرانجام عملیات مشترک ارتش و سپاه در سحرگاه دهم اردیبهشت 1361 30 آوریل 1982 آغاز شد. 

 

در این عملیات سپاه بین 100 تا 120 گردان نیرو وارد عمل کرد. توان رزمی سپاه در این نبرد نسبت به عملیات حصر آبادان 10 برابر شده بود و ارتش جمهوری اسلامی ایران نیز 61گردان نیرو بکار گرفت. ارتش عراق 10 تیپ رزمی، 5 تیپ مکانیزه، 17 تیپ پیاده، 7 گردان کماندوئی، 30 گردان توپخانه در منطقه مستقر کرده بود که همراه با یگانهای مانوری دشمن (پیاده مکانیزه، رزمی با استعداد بیش از 320گردان درمقایسه با 195 گردان نیروهای جمهوری اسلامی، توان رزمی نیروهای دو طرف حدود دو به یک به نفع عراق بود./ این عملیات نتیجه ای بسیار درخشان داشت علاوه بر خرمشهر پنج هزار و 400 کیلومتر از خاک ایران آزاد شد تلفات عراق 16 هزار کشته 19 هزار 414 نفر اسیر که 13 هزار و 873 نفر از آنان در داخل خرمشهر اسیر شدند.

 

انهدام شصت فروند هواپیما، 30 فروند بالگرد، 418 دستگاه تانک و 49 دستگاه خودور گزارش شده 105دستگاه تانک و 56 دستگاه خودرو نیز به غنیمت در آمد.

 

فتح خرمشهر انعکاس جهانی داشت و آزادی آن از لحاظ نظامی نقطه عطفی در جنگ شناخته شد؛ زیرا از نظر سیاسی عراق با از دست دادن خرمشهر تکیه گاهش را برای مذاکره از دست داد و در پی این پیروزی حامیان عراق تلاشهای وسیعی را آغاز کردند تا بدون در نظر گرفتن حق ایران مبنی بر شناسائی متجاوز و تبعات ناشی از آن آتش بسی را به ایران تحمیل کنند.

 

تمام تلاش‌های ایران در زمینه نظامی - سیاسی از فتح خرمشهر تا پذیرش قطع نامه 598 با هدف تأمین یک صلح واقعی بود. استراتژی ایران ادامه جنگ با هدف کسب یک پیروزی نظامی در یک عملیات بزرگ برای وادار کردن عراق به پذیرش خواستهای بحق ایران ، مبنی بر شناسائی متجاوز و پرداخت خسارات جنگ بود و این چیزی بود که حامیان عراق از آن جلوگیری می کردند. 

 

از طرفی هم با برتری بدست آمده و موقعیت برتر نیروهای ایران در جنگ، چشم پوشی از خواسته های بحق و رها کردن دشمن نیز ممکن نبود . ماندن بر سر مرز و ادمه جنگ نیز از نظر نظامی امکان نداشت از این رو مسولین متقاعد شدند که برای رسیدن به صلح امتیازی لازم است و این امتیاز در حالت ادامه جنگ در مرزها امکان نداشت بدست بیاید و از طرفی هم هیچ پیشنهاد صلحی مطرح نشده بود.

 

وضع به همین منوال ادامه داشت تا پنج سال از آزادی خرمشهر گذشت و باز در این مدت هیچ پیشنهاد صلحی داده نشد البته قطعنامه هائی صادر شده که همه آنها پیشنهاد آتش بس داشتند و موضوع آنها صلح نبود. بنابراین واقعیت ها بود که برای بدست آوردن حداقل تضمین برای آینده، جنگ ادامه یافت.

 

مقاومت مردم خرمشهر، حماسه ای از یاد نرفتنی است؛ چرا که مردم این شهر در حالی به مبارزه با دشمن پرداختند که از پیش برای این تهاجم و تجاوز آمادگی نداشتند. آنها با سلاح عزم و ایمان به مکتب و عشق و علاقه به میهن اسلامی شان، با دست خالی چنان مقاومت کردند که در تاریخ، بی نظیر ماند. به اعتقاد کارشناسان نظامی، مقاومت بی سابقه ای که در خرمشهر انجام شد، هرگز با دیگر مقاومت ها قابل مقایسه نیست.

 

خرمشهر برای ملت ما تنها یک شهر نیست، بلکه تاریخ گویای پایداری، ایثار و جاودانگی انقلاب است.

 

خرم آن شهر که در کشور دل جا دارد

کوچه‎های پر زگل لاله حمرا دارد…