کوچه های مدینه یا پس کوچه های منامه...

فرقی نمی کند!

شرطه های حجاز همیشه دستشان سنگین است!

صدای دخترک جوان در گوشم پیچید،چقدر صدا آشناست!!!

باور نمیکنم!!!

ولی حقیقت داشت،خواهرم بود که مظلومانه فریاد میزد:

رهایم کنید،نمیخواهم با شما بیایم ،در زندان به من تعرض میکنید...

خواهرم را بردند با خودشان حرامیان و کاری از دستم برای نجاتش بر نیامد!

کاری از دست هیچ کسی بر نیامد!!

گوشه ای از شکنجه های آل سعود و آل خلیفه در زندان های بحرین:

هتاکی به اهل بیت(ع)،برهنه کردن کامل،تجاوز جنسی،اجبار به نوشیدن ادرار و بلعیدن خلط شکنجه گر با غذا،ضرب و شتم ناگهانی در حال خواب،تهدید به تجاوز جنسی به اعضای خانواده، فحاشی ناموسی،ضرب و شتم با باتوم برقی و میله و...

درد نوشت:

مو لا جان!!!

شما چطور صبر میکنید بر این مصیبت ها؟؟؟

شما که مثل ما نیستید ! میدانم شبی آرام  به سر نمیبرید و چشمانتان پر از نگرانی ست! بد روزگاری ست! روزگاری که فقط مرز های جغرافیایی خودمان برایمان مهم است،نه مرز های انسانی! مرز را بی خیال تا دوباره تو کوچه و خیابان نریخته اند و شعار سر نداده اند: "نه غزه نه لبنان..." عید نزدیک است! چند گونی آجیل بخریم؟ ساعت 800میلیونی بخریم یا نه؟!

 مولا به خاطر ما نه!! بخاطر شیعیان مظلوم بحرین بیا...ببین چکمه های کثیف سعودی ناموس شما را... ، دختران فاطمه (س) را ...! راستی شبا هم راحت میخوابیم!

تا ظهور...