معجزه چشمان تو
برای چشمان نگران امام زمانمان55:
باز این من این معجزه چشمان تو...
باز انگاری چیزی گم کردم داخل قفسه کتابها...بازدارم دنبال صحیفه مهدیه میگردم
گفت درتاریکی تیری بینداز...خبر نداشت با وجود عطر شما اطراف من همه چیز نور است و نور و روشنا...
گفت ایندفعه منتظر امام زمان تو میمونم ببینم چه میکنه آخه خیلی کارش گیره تنها کاری که تونستم بکنم این بود که یه لبخند بزنم بگم امام زمان تو هم هست
امام زمانش...منتظر شماست....عجبا چه میگویم شما که خیلی دل آشوب ترید برایش تا من!
یا ابتاه....!
باز اجازه میدهید چادرم همرنگ چادر مادرتان شود همان خاکی؟؟!!
باز هم منتظرم...
یاابتاه...
یک بار دیگه حکم اردو جهادی رو برام امضا میکنید؟ببخش این سرکشی ها و بی چشم رویی های مرا به دل نگران ومهربان خودت ببخش
بگذارید یه بار دیگه سعادت قدم گذاشتن به مکانی که جای جایش جا قدم های شماست رو پیدا کنم
دلم برای نخلستانی که خود رو سیاهم صدای پای اسب شما رو اونجا شنیدم تنگ شده
تو خودت بگوتو نباشی
به کجا چنگ بزنم ؟....؟
تا ظهور...
پ ن:
چه میکشید شما از دست این چرندیات هبوط!!! ولله خوب حوصله تون میگیره میخونیدش!!
چند صباحی نیستم برای شناسایی اردو جهادی عازم تهران،کرمان و قم هستم! فعلا یه چند روزی از دست منو چرندیاتم خلاصید!
(عکس ها مربوط به اردو جهادی نوروز92 که توفیق شد در جنوب کرمان از خودمان محرومیت زدایی کنیم میباشد)

قُلْنَا اهْبِطُواْ مِنْهَا جَمِيعاً فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم منی هُدًى فَمَن تَبِعَ هُدَايَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ