همینجوری...به بهانه پایان پاییز

 

ای غریو تو ارغنون دلم

 سطوت خطبه‌ات ستون دلم







شاعر نشدی ، وگرنه می فهمیدی

 

پاییز بهاریست که عاشق شده است!





   



از جنگل پیر پرسیدم چه خبر؟ گفت :( هیچ ، کابوس تبر )





زندگی

جیره ی مختصری ست

مثل یک فنجان چای؛

و کنارش عشق است

مثل یک حبه قند

زندگی را با عشق

نوش جان باید کرد.....







یادتون میاد تو دبستان زنگ تفریح که تموم می شد مامورای آبخوری دیگه نمی ذاشتن آب بخوریم

 

شما یادتون میاد شبا بیشتر از ساعت 12 تلویزیون برنامه نداشت سر ساعت 12 سرود ملی و پخش می کرد و قطع می شد.... سر زد از افق...مهر خاوران

 

 شما یادتون میاد هرکی بهمون فحش میداد کف دستمونو نشونش میدادیم میگفتیم آیینه آیینه

 

شما یادتون میاد زمستون اون وقتا تمام عشقمون این بود که رادیو بگه مدرسه ها به خاطر برف تعطیله

 

و......کیا چیا یادشون میاد از پاییز اون سالا؟؟؟؟  

من آبرو بر امام زمانم!!

 برای چشمان نگرام امام زمانمان54:

از سر شب تا الان خوشحال و خرسند بودم که این جمعه رو پای این ماسماسک میتونم بشینم و قطعه ای از رو سیاهی خودم رو اینجا خطاب به شما حکاکی کنم! اما الان پیامکی به دستم رسید خطاب به شما!!!تمام رگ های مرا به آتش کشاند!!!!! آقا من تو این ماجرا مقصر نبودم من فقط خواستم دروغ نگم!! کاری رو کردم که شما میپسندین به انگار خودم!! گویا تازگی ها به خاطر صداقت و رو راستی توسط این مردم شیشه ای متهم به شاگرد بد شما میشم! شما ببخش!! تمامت آرزویم این بود یعنی تنها دلخوشی ها!!

 تنها دلخوشی!!

 تنها چیزی که تو این دنیا افکار و آرزوهایم بهش اعتبار داشتند این بود که گدای سابقه دار شما بودم!! اما الان توی این وبلاگ فکستنی از شما در حالیکه لب به دندان دارم و پهنای اشک صورتم باعث میشه درست و حسابی نتونم تایپ کنم میخوام منو از این گدایی فاصله بدید! تا آبرو بر شما نباشم!! آی ملت من شاگرد امام زمان نیستم! بابا یارو که با یه پست تو وبلاگش و یه پیامک غروب جمعه ای به رفقاش که شاگرد امام زمان نمیشه!! بلند از هویدای سکوتم فریاد میزنم:


من آبرو بر امام زمانم!!



به دل خیابون میزنم  که فکر کنم داره اولین برف زمستونی میاد من عاشق برفم...اما لعنت به من...هی فکر میکنم کجای کار اشتباه کردم و فقط به یه جمله میرسم که...لعنت به من

لعنت به من

لعنت به من....فقط همین


برف و زیبایی...

این سرما و اوج گرمای احساس نگاه نگران تان...

چه تضاد زیبایی!!


هبوط نوشت:

ار آنجایی که این وب مث چاه من میمونه و درد و غم و شادی رو میام اینجا سیاه مشق میکنم ببخشید

دیگه!! از چرندیاتم خسته و دلگیر نشین!

تاظهور...

پسر خوب کیه؟!

پسری که ازت نپرسه کجا میری ، کجا میای ؟

 نگه رسیدی زنگ بزن ،نگه روسریتو بکش جلو

 روزی ۱۰ بار زنگ نزنه

 جلوی دوستاش دستتو سفت تر نگیره

 نگه فقط ۵ دقیقه بیا جلوی در ببینمت

 نبرتت برف بازی

 واست عروسک و لواشک پاستیل و نخره....

 اصلا پسر نیست...!

 شلغمه،هویجه،سیفی جاته،جزء اشیا محسوب میشه

 میخوام نباشه اصلا!

                                      

ﭘﺴﺮﺍﯾﯽ که ﻣﻬﺮﺑﻮﻧﻦ ...


ﺍﻭﻧﺎﯾﯽ ﮎ ﺣﺘﯽ ﺧﺮﺍﺑﮑﺎﺭﯾﺎﺷﻮﻧﻮ ﺑﻬﺖ ﺑﺎﺻﺪﺍﻗﺖ ﻣﯿﮕﻦ ...
ﻫﻤﻮﻧﺎ ﮎ ﻭﻗﺘﯽ ﺗﻮ ﯾﻪ ﺟﻤﻌﯽ ﺑﺎﺕ ﻣﯿﺎﻥ ﮐﺴﯽﺟﺮﺋﺖ ﻧﺪﺍﺭﻩ
ﺣﺘﯽ ﻧﮕﺎﺕ ﮐﻨﻪ ...
ﺍﻭﻧﺎﯾﯽ ﮎ ﺣﺘﯽ ﺍﮔﻪ ﺧﯿﯿﯿﻠﯽ ﺍﺯﺕ ﻋﺼﺒﯿﻦ ﺍﮔﻪﺑﻬﺸﻮﻥ ﺗﮏ
ﺑﺰﻧﯽ ﻓﻮﺭﯼ ﺯﻧﮓ ﻣﯿﺰﻧﻦ ...
ﺍﻭﻧﺎ ﮎ ﺑﺨﺎﻃﺮﺕ ﻗﯿﺪ ﺷﯿﻄﻮﻧﯿﺎﺷﻮﻧﻮ ﻣﯿﺰﻧﻦ ...
ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﮕﻦ ﺑﺎﯼ, ﺑﺎﺯﻡ ﺟﻮﺍﺑﺘﻮ ﻣﯿﺪﻥ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﮎﭼﯿﺰﯼ
ﻧﺸﺪﻩ ...
ﻫﻤﻮﻧﺎ ﮎ ﻧﻘﻄﻪ ﺿﻌﻔﺸﻮﻥ ﮔﺮﯾﻪ ﻫﺎﺗﻪ

                                                       

                                                                                                                                          

                             ﺩﻧﯿﺎﺭﻭ ﺑﺎ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﭘﺴﺮﯼ ﻋﻮﺽ نکنین

مردن مرد ...!
دمشون گرم
!!

                                       دیدم که میگما...!!!!!!!!!!!!!!



 


پی نوشت:

اینم از اندر احوالات نصایح هبوط الدوله!!!! البته میشه بجای واژه پسر واژه همسر یا نامزد هم استفاده کرد! یعنی درست ترش همیناست البته پیدا میشه درسته خیلی کمیابند!

برای چشمان نگران امام زمانمان53

بیرون این پنجره داره بارون میاد سه شنبه یا چهارشنبه س اصلا چه فرقی میکنه مهم اینه که جمعه نیست!!

سلام باران من!

السلام علیک ای پنهان ترین و زیباترین زاویای باران

شما که با بوی باران و زبان ناودان و لهجه شیرین آسمان خوب آشنایید! ....ومیدانید بارانی بودن دو چشم یعنی چه!

نه...منظورم چشمان خودتان بود نه چشم خودم! ..هه..! اگر چشمان من به واقع برای غیبت شما گریان بود شما دیگر چه غمی داشتید! من خیلی وقت است بوی زمین میدهم نه باران!

تنها دلخوشیم که ازش خیلی لذت میبردم گذاشتن پستی برای چشمان بارانی و نگران شما در روزهای جمعه بود و پیامکی به دوستان....

که نمیدانم... چه بگویم شاید اینقدر رو سیاه بودم که این دلخوشی هم ازم گرفته شد! اخیرا جمعه ها جایی هستم که به اینترنت دسترسی ندارم و تلفن همراه آنتن خوبی نداره! اما باز سعی خودمو میکنم چندتایی پیامک زوری ارسال میشه و سعی میکنم روزهای دیگه هفته این پست رو قرار بدم!

چقدر دلم برای بوی این پست تنگ شده بود!

تاظهور...



گفتم چرا قلبم دگر بر تار زلفت گیر نیست

سر بر زمین افکند و گفت خود کرده را تدبیر نیست

اشکی به زیر مقدمش انداختم رحمی کند

گفتا که اشک بی ورع در رتبه ی تاثیر نیست

گفتم که دیگر گوئیا افتاده ام از چشم تو

با غم نگاهم کرد و گفت مهدی ز نوکر سیر نیست

چرندیات هبوط 5








ایرانی رو عشق است!


ضروری نوشت بعدا نوشت:


عاغا من اینقده بدم میاد از این نظرات تکراری! آخه رفیق هی نیگا کن ببین شاید تو این پست برات فحش نوشته باشم بعد بنظر! من تو این پست میپرسم بچه کجایی ولی طرف طوری نظر میذاره که یه آن آدم فک میکنه که یه لحظه هم به مطلب نگاه نکرده و...بابا نظراتتون گاهی عین مایتابه محکم میخوره به حس ملت خو تو رو به مولا حوصله نداری بخونی یا بنویسی هی نیا هی نظر نده آخه کسی که مجبورت نکرده!

به قول بچه لات ها: زت زیاد

با همه این تفاسیر دوستتون دارم! هر جور خواستید بنظرید!




سلام بر رفقای خوب مجازی

از اونجایی که شما رو هم مث دوستان غیر مجازیم میدونم و به همون اندازه دوستون میدارم برام جالب بود بدونم کدومتون مال کدوم خطه از کشور همیشه سرافراز و عزیزمون هستین! دوس داشتین حتما بگین

.......اول از همه خودم! شماره 14(کرمانشاه) شهرستان کنگاور....حالا به افتخار همه همشهری هام...

هوراااااا

کم نیارین شما هم بیاین به افتخار شهرتون هورا و جیغ و....بکشید


(پرچم ایران در عمق خلیج فارس)

آرشی داری به تیر انداختن
دست بهرامی به شیر انداختن
کاوه آهنگری ضحاک کش
پتک دشمن افکنی ناپاک کش
رخشی و رستم بر او پا در رکاب
تا نبیند دشمنت هرگز به خواب
مرزداران دلیرت جان به کف
سرفرازان سپاهت صف به صف
وطن یعنی چه آباد و چه ویران
وطن یعنی همین جا یعنی ایران.


چرندیات هبوط 4

        

   افرادی که با ما هم عقیده هستند به ما آرامش می دهند

و افرادی که مخالف با عقیده ی ما هستند ، به ما دانش !



         


          آدمی برای لذت بردن از زندگی به آرامش نیاز دارد ؛
                و برای چگونه زندگی کردن به دانش … !



    هر پرهــــــیزکار گذشـــــــته ای دارد 

   و هر گناهکار آینده ای

                پس ، قضــــــــاوت نکن . . .



گوشهایم را می گیرم …
چشم هایم را می بندم …
و زبانم را گاز می گیرم …
ولــــی …
حـــریـــفِ افکارم نمی شوم …
چقـــدر دردنــــاک است …
فــهــمــیــدن !




گریه بر حسین(ع) یک گریه سیاسی عبادی است

توجه: بالاخره این پست کامل شد!

گریه بر حسین یک گریه سیاسی عبادی است. چرا حکومت ها از گریه بر حسین (ع) می‌ترسیدند؟چرا رضا شاه عزاداری را ممنوع کرد؟ چون کسی که می‌گوید لعنت بر یزید، یک نظر هم بر او دارد. چرا میفرمایند زیارت حسین (ع) اینقدر پاداش دارد؟ چون وقتی امام حسین (ع) مطرح شد، هزارتا سوال جدید مطرح می‌شود. اول اینکه چرا امام حسین (ع) را کشتند؟ این خودش اول ماجراست. پرونده جدیدی است برای تمام حکومت ها.


باید توجه داشت که خود فیزیک اشک و بکاء هدف نیست. هر چند آن هم فوایدی دارد. بله این فواید هم هست، اما مسئله مهمتر از ظاهر اشک است


دمشق را ببین.
باز هم حرم و حرامی.
دیدی حقیقت داشت؛
کل یوم عاشورا…!


 


هبوط نوشت:

امام حسین دلم برایت تنگ شد

پارسال همین موقع ها(آرشیو آذر ماه) که برای زلال عشق تو در آب نمایی روضه و اشک و ناله و....مینوشتم فکر میکردم روال همین است و ما در هیاتت همیشه لیاقت خدمت و پادشاهی(پر خادمی که نشان از افسر شاهنشاهی بود) داریم اما کور خوانده بود فکر من! نه قضیه، قضیه بیکران عطش است

سالهای قبل با بردنم به هیاتت اثبات کردی دوستم داری و امسال با دعوت نکردنم به هیاتت! چه فرقی میکند؟ هان؟

امسال که کلا دو شب رسیدم بیام مراسمت و روز عاشورا هم جایی بودم که فقط دسته عزاداری بود و از روضه و.. خبری نبود تازه فهمیدم که حیات ما مرهون تنفس روضه و اشک برای شماست!

ما عشق تو از شیرمادر گرفته ایم! یا حسین

امسال که از طراوت جنون زای روضه و مویه ت دور بودم با گوشت و پوست و خونم فهمیدم ما بی کسان عالم فقط فقط در شفافیت شوق مجلس شما قرار و  آرامش میگیریم! آری درست گفته اند خدا تو را آفرید تا عشق بی ضریح نماند

خدایا شکرت

که کاری کردی ما امام حسین(ع) را دوست داشته باشیم و امام حسین(ع) ما را! و این عطش را در ما دامن زدی!

ای آیه مستجاب فاطمه(س)

جز تو هیچ معشوقی اقناعمان نمیکند این را از فراغ روضه ت درک کردم

از شما ممنونم که به من فهماندین جز در خانه شما هیچ دری به زدن و حتی گشودن نمی ارزد!

تاظهور...

شرکت بیمه گناه امام حسین(ع)

                                                                   

استاد مرتضی مطهری در یکی از سخنرانی‌هایش درباره تحریفات مربوط به واقعه عاشورا فریاد می‌زند که ما امام حسین خراب کن هستیم! و از علل آن می‌گوید :

 

« [ امام ]حسین(ع) می‌گوید من نهضت کردم برای امر به معروف، برای اینکه دین را زنده کنم، برای اینکه با مفاسد مبارزه کنم. نهضت من یک نهضت اصلاحی اسلامی است.

 

[ ولی ] ما آمدیم یک چیز دیگری گفتیم و[ آن ] تحریف کردیم.

 

 

ما گفتیم [ امام ] حسین [ علیه السلام ] یک شرکت بیمه تاسیس کرد، بیمه‌ی گناه. گفت شما را از نظر گناه بیمه کردم. در عوض چه می‌گیرم؟ شما برای من اشک بریزید، من در عوض گناهان شما را جبران می‌کنم، اما شما هرچه می‌خواهید باشید، ابن‌زیاد باشید، عمرسعد باشید.

 

ما می‌گوییم یک ابن‌زیاد در دنیا کم بود، یک عمرسعد در دنیا کم بود، یک سنان‌بن‌انس در دنیا کم بود، یک خولی در دنیا کم بود، امام حسین خواست خولی در دنیا زیاد شود، عمر سعد در دنیا زیاد شود، گفت أیها‌الناس هرچه می‌توانید بد باشید که من بیمه‌ی شما هستم!»


                                                                  

http://atasheentezar.persiangig.com/%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7/new_folder/%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%20%D8%B9%D9%84%DB%8C%DA%A9%20%DB%8C%D8%A7%20%D8%A7%D8%A8%D8%A7%20%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87.gif

  


 

توضیح :

در ارزش عزاداری و اشک ریختن برای سید و سالار شهیدان حضرت امام حسین علیه السلام کسی شک و شبهه ای نداره ، ولی کاش این اشک و عزاداری به عشق اهل بیت رسول خدا و تکریم ایشان باشه و یاداوری و عمل به شعار هیهات منا الذله

 

نمیشه به روش یزید و شمر و عمر سعد و ابن زیاد زندگی کرد ولی دم از دوستی با اون حضرت زد ...

 

پیام عاشورا حسینی زندگی کردن است / نه ظلم کردن ؛ و نه زیر بار زور رفتن است ...




و کم نیستند این غفلت زدگانی که با سکوت بر ظلم، ظالم را تایید می‌کنند.
و دور نیستند ظالمان؛
و امان نیستیم از ظلمشان.
دیروز کربلا؛
امروز فلسطین،
فردا...

ماه تو

ماه تو که می‌رسد؛
مشکی دیگر دلگیر نیست…


                                     


                                       

                                              افتاده سینه ام به تپشهای انتظار

                                             از روی تل دل حرمت دیده میشود...!!



هبوط نوشت:

این روزها خیلی چیزها را هضم نمیکنم..

از بس که حجم شان برای باورم زیاد است!!!

 

اربابم امشب هبوط که واقعا احساس هبوط که چه عرض کنم احساس سقوط هم میکند نذر چله عاشورایت کرد!! چله ای فقط به یک نیت که هیچ وقت به ایمانش مغرور نشود!


یاریش کن.........!