
در دلم ولوله ایست...غوغاییست باز هم...
دوباره عازم تو شد دل رو سیاهم
این چه عشقیست بین من و شما خانم جان..؟
قبل از اینکه جسمم راهی شود ،روحم دارد پرواز میکند تا قم...
میگویند وقتی به زیارت میروی یقین داشته باش به دیدار خودشان میروی
منم با همین احساس به دیدارتان می آیم بانوی گل ها... مهتاب اهل بیت
خواهر خورشید...
چقدر هوای حرمتان پاک است...دوست دارم آنجا بیشتر نفس بکشم...
چه شور وهیجانی دارم برای آمدن
خدا میداند چه حالی دارم...
میگویند وقتی هوای مادر به سرتان زد به زیارت خواهر غریب الغربا بروید..
من هم دارم با تمام وجود برای دست بوسی انتظار میکشم!... چه انتظار شیرینی!! آری انتظار همیشه بد نیست!
بانو...
دوباره این کبوتر روسیاه را به دیدارت راهی کن

پ ن:
برای برنامه ای منتظرم تا ازم دعوت شه برای قم!... دعا بفرمایید... این دل نوشته از وبلاگ دوستمان
کبوتر بقیع (یاس نبوی):http://zmolaie.blogfa.com/
با اندکی دستکاری برداشته شده
تاظهور....